گوش درد شخماتیک
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
ساعتی بیدار شدیم که پویا هنوز به صفحه ی رنگی رنگی بود ..یه عالمه مسکن خوردم یه عالمه ضد حساسیت دارم برای خواب میمیرم هانا هم میگه مامان پاشو بشین ....مامان هانا بغل ...چای ...نون ...مامان لا لا نه ...واقعاً سوالم اینه چرا لالا نه !!! ساعد یازده خوابید برق هم قطع شد بله منم ساعت هفت و ربع صبح بیدار ش...
تسبیح بامزه
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
دوست دارم حتما امروزم ثبت بشه .چند روز پیش که درد گوشم منو به مرز جنون رسونده بود و هانا هم داشت سرفه میکرد با دلخوری به رضا گفتم قبلا یه نذر نون پنیر سبزی داشتم خیرات میکردم شتابان بساط مریضی از خونه جمع میشد رضا هم گفت بیا 17 ربیع بریم حرم حضرت عبدالعظیم و نون پنیر سبزی بدهیم یا شیرینی دیروز که عر...
یه روز خوب
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
دیروز روز خوبی بود الحمدالله . صبحش باز باید میرفتم مدرسه رفتم و یه سری زدم البته به همین زودی عذاب وجدان مادارنه آغاز کرده خفه کردنم چون باید ساعت 9 انجا می بودم اما هانا برخلاف همیشه و حتی برخلاف امروز که هفت و نیم صبح بیدار شده ...دیروز تا 8 و نیم خوابید و اخرسر مجبور شدم خودم بیدارش کنم و با همو...
مجازی
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
بدترین چیزی که ذهنم رو در گیر کرده اینکه مدارس مجازی میشه یا حضوری رضا میگه با سایه جنگ محاله حضوری بشه . اما من با تمام خستگی و مشکلاتش برام دوست دارم حضوری باشه .احساس میکنم متنفرم هر بار میشنوم به اندازه یک حقوق ات تلاش کن ... من به اندازه وجدانم تلاش میکنم پس میدونم توی کلاس بازدهی آموزشی من خ...
اخر هفته
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
قبلا عاشق اخر هفته ها بودم الان با تمام وجودم ازش متنفرم ...هرقدر هم برنامه بریزم بریم اینجا بریم انجا ... ولله که نمی خواهم به هانا عذاب وجدان بدهم اما خدایی 90 درصد بحث های ما سر اینکه هانا وصله به رضا با نق ...چطوری توصیف کنم ؟ مثلا رضا تو دستشویی این پشت در دستشویی ...گریه و نق و بابایی ...حالا ...
روز تعطیل ما
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
نوشته بود من هنوز روزهایی رو که هر چی الان دارم رو ازت خوسته بودم ؛ یادمه .این حقیقت زندگی منه انگار تا قبل از 25 سالگی و ازدواج با رضا زندگی یه سراشیبی ملایم بود و بعد یه دفعه افتادم توی نمودار سینوسی ...نمیدونم این روزها فکر برگشت به مدرسه عجیبم کرده انگار دختری رو توی کلاس جا گذاشتم که تولد حضرت ...
محبت خالصانه
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
محبت خالصانه شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۰:۵ ب.ظ دوستم و همکار قدیمی من در زمان حاضر هانا رو برای اولین بار دید روی رسم مهربانی و شعور دست هانا رو بوسید و گفت :تو نمیدونی ما چقدر منتظرت بودیم تو به دنیا بیایی ... بعد منو گرفت بغل و گفت خدارو شکر مادر شدی ... خدارو شکر مادر دختر شدی . نویسنده: ل...
چالش برگشت به کار
-
تاریخ: 1405/6/15 ساعت: 15:15
مامان های شاغل توصیه ای و تجربه ای از برگشت به کار با بچه دارید ؟من احتمالا باید از ساعت ۷بیدار بشم و در بهترین حالت ساعت ۲رسیدم خونه . محل کارم تا خونه بیست دقیقه است که پیاده برم و بیام و احتمالا نهار رو غذای گرم شده بخوریم که نمیدونم هانا قرار چطور دهنم رو صاف کنه و شام اما تازه که احتمالا باید ...
دنیای نا امن
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
دنیای نا امنروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)دنیای نا امنمن امروز زیر سرم بودمنه یه سرم معمولی زیر یک لیتر سرم اورژانسی با فشار ۴...همه چیز ساده استمن اجازه نمیدهم کسی از هانا عکس بگیره عکسشم برای کسی نمی فرستمتا اینکه دیروز بچه ها داشتن با گوشی خاله ام بازی میکردم و من...
کارت هویت کودک
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
کارت هویت کودکروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)کارت هویت کودکعزیزان اگر این روزها به مراسم بدرقه رهبر عزیزمون تشریف می برید محض احتیاط یکه چنین کارتی رو کردن بچه ها بندازید از اون مهم تر شماره تماس رو روی بخشی از بدن بچه ها بنویسید یه چسب کاغذی بزنید روش اطلاعات بچه رو ب...
روزگار
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
روزگارروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)روزگار یک روزی یک جایی به این نتیجه رسیدم که کتاب بخوانم که چی ... یک روزی یک جایی به این نتیحه رسیدم که زبان دوم یاد بگیرم که چی ...یک روزی یک جایی به این نتیجه رسیدم که نجوم و عرفان و کوانتوم یاد بگیرم که چی ... یک روزی یک جایی حس...
چندتا اپیزود از من
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
چندتا اپیزود از منروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)چندتا اپیزود از من + امروز بعد از ده روز مامان و بابا از مسافرت آمدن خدایی خیلی دلمون تنگ شده بود اما مامانم به طرز عجیبی هانا رو می چلوند و هانا هم حسابی ذوق کرد از قبل هم گفتن من برای هانا کفش خریدم و وقتی امدن با بستن...
تدریس
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
تدریسروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)تدریسدارم بخشی از تدریس هام رو می بینم تا برای سال اینده بدونم کارم چطوری هست و باید چی رو از حالا اماده کنم ...دارم می کاری رو می بیینم ...یه نمایش عروسکی برای تدریسش داشتم و هانا با دیدنش محو فیلم اموزشی من شده خوب به نظرم فعلا از ...
بد غذایی
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:31
بد غذاییروز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)بد غذایی تپیکال مردهای ایرانی اینکه اگر وارد خونه بشن و با یه خونه ی دسته گل و زن مرتب و بچه ی تمیز رو به رو بشن و ببیند غذا اماده است و شربت توی پارچ با یخ حسابی تگری شده و سالاد و زیتون و سبزی خوردن تر و تازه هست ...خوشحال میشن ...