خرید بک لینک

محبت خالصانه

محبت خالصانه

شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۰:۵ ب.ظ

دوستم و همکار قدیمی من در زمان حاضر هانا رو برای اولین بار دید روی رسم مهربانی و شعور دست هانا رو بوسید و گفت :تو نمیدونی ما چقدر منتظرت بودیم تو به دنیا بیایی ... بعد منو گرفت بغل و گفت خدارو شکر مادر شدی ... خدارو شکر مادر دختر شدی .

نویسنده: لیلی
درباره وبلاگ
أَعْطَیْتُکَ کَلِمَتَیْنِ مِنْ خَزَائِنِ عَرْشِی لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ وَ لَا مَنْجَى مِنْکَ إِلَّا إِلَیْک
.................................

تو کتاب "نباید می‌ماندیم"
معین دهاز یه جا خیلی درست میگه:
"در زندگیم سختی‌هایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتى بعدها، باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.
انسان خودش را نمی‌شناسد،
خصوصا قدرتهایش را"
آخرین مطالب
  • چالش برگشت به کار یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵
  • محبت خالصانه شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵
  • شنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۵
  • روز تعطیل ما جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵
  • اخر هفته پنجشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۵
  • مجازی چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۴۰۵
  • یه روز خوب سه شنبه دهم شهریور ۱۴۰۵
  • دوشنبه نهم شهریور ۱۴۰۵
  • تسبیح بامزه یکشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۵
  • گوش درد شخماتیک شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۵
  • + لیست دقیق مطالب
تواناییات وبلاگ

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: کاوه مهدوی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 15:15

صفحه بندی